پنجشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۰ ه‍.ش.

یوسف ندرخانی به اتهام خروج از دین اسلام و تغییر دین به اعدام محکوم شد!!!



حکم اعدام کشيش مسيحی يوسف ندرخانی ابلاغ شد، رهانا

» نسخه قابل چاپ
» ارسال به بالاترین
» ارسال به فیس بوک » ارسال به تويتر

خبرگزاری حقوق بشر ايران - رهانا
شيرين خانجانی ، خواهر اسقف بهروز خانجانی در گفتگو با رهانا ، از صدور احکام اعدام برای مسيحيان فارسی زبان و همچنين فشار‌های وارد بر جامعه مسيحيت گفت.

بابک آزادی - هفته گذشته حکم اعدام يوسف ندرخانی ، کشيش کليسای ايران در حالی‌ ابلاغ شد که جريانات امنيتی تا کنون نسبت به ابلاغ اين حکم ممانعت به عمل آورده اند.در اين راستا و در ادامه پی گيريهای خبرنگار رهانا در مورد آخرين وضعيت اين کشيش محکوم به اعدام ،شيرين خانجانی خواهر اسقف بهروز خانجانی در مصاحبه ای اختصاصی با رهانا ، سامانه خبری خانه حقوق بشر ايران به سوالهای اين خبرگزاری جواب داد.






تبليغات خبرنامه گويا


advertisement@gooya.com







لطفا از آخرين وضعيت آقايان يوسف ندرخانی و بهروز صادق خانجانی و نيز شرايط و محل نگهداريشان بفرماييد
برادرم بهروز خانجانی اکنون در زندان ارتش شيراز در بازداشت بسر ميبرند و تا زمانی که زير نظر نيروهای وزارت اطلاعات در بازداشت بسر ميبردند تحت شکنجه و بد رفتاری شديد نيروهای وزارت اطلاعات بودند.

لطفا مختصری از چگونگی بازداشت آقای خانجانی شرح دهيد
بعد از دستگيری مسيحيان فارس زبان در شيراز و همچنين دستگيری بعضی از مسئولين کليسای ايران،اداره اطلاعات شيراز برای مذاکره در مورد آزادی دستگير شدگان از بهروز دعوت کرد که به اداره اطلاعات شيراز مراجعه کند تا به ازای اين کار مسيحيانی که در بند بودند آزاد شوند و بهروز با توجه به اينکه در بين بازداشت شدگان تعدادی خانم نو کيش مسيحی وجود داشت، شرط ودعوت وزارت اطلاعات را پذيرفت و به اداره اطلاعات شيراز مراجعه کرد که اين ايام مقارن با اوج درگيريهای خيابانی بعد انتخابات سال ۸۸ بود که بهروز در آن زمان تازه از خارج به ايران امده و در تهران ساکن شده بود،که بعد از مراجعه به آنجا بازداشت شد.

آيا تا کنون جلسه يا دادگاهی برای رسيدگی به پرونده تشکيل شده است؟
خير،بنا به آخرين اطلاعی که در دست داريم فعلا هيچ جلسه رسيدگی برای پرونده ايشان نشکيل نشده ،اما وکيل ايشان موفق به دريافت مجوز قرار ملاقات حضوری با وی شده اند و چند بار هم با ايشان ملاقات داشته اند.

وی چه مدتی را با توجه به عدم رسيدگی قضايی به پرونده در بازداشت موقت بسر برده است؟
ايشان حدود ۱۰ ماه است که در بازداشت موقت و حالت بلاتکليفی بسر ميبرند و در اين مدت فشارهای روحی و روانی و جسمی شديدی بر ايشان وارد شده است و اعتراض خانواده به اين موضوع همچنان ادامه دارد.وی همچنين حدود دو ماه پس از دستگيری و مقارن با عيد نوروز به قيد وثيقه ۲۰۰ ميليونی مدتی آزاد شدند اما با سپری شدن ۲ ماه از آزاديشان قرار وثيقه ايشان لغو شد و دوباره توسط سربازان گمنام امام زمان دستگير شدند.

در رابطه با ملاقاتها و تماسهای خانواده تان با او توضيح دهيد.آيا در اين مدت موفق به ملاقات يا تماسهای تلفنی شده ايد؟
در طی اين مدت اجازه هيچگونه تماس تلفنی با منزل و اقوام درجه يک خود نداشته و تنها همسر ايشان هر دو هفته يکبار اجازه ملاقات با ايشان دارند.

خانواده تان برای آزادی او به چه مراجع و نهادهايی مراجعه کرده اند وآيا اين تلاشها نتيجه ای در بر داشته است؟
خود بهروز در دوران آزادی موقتش به مراجع دولتی و قضايی مراجعه و با ارائه دفاعيه ای که وضعيت مسيحيان فارس را شرح ميداد به دفاع از خود ومسيحيان ديگر پرداخته بود البته اين متن دفاعيه به استناد به مواد قانونی و مندرج در قانون اساسی و نيز قانون مدنی ايران نوشته شده بود.
آقای بهروز خانجانی دو رگه هستند و از طريق خانواده مادری ام در خارج از کشور مراتب اعتراض به دستگيری بهروز بارها و بارها به سفارت ايران در کشور مادريمان ابراز شده است اما سفارت ايران دستگيری چنين شخصی را بر مبنای توهين واقدام عليه امنيت ملی توجيه ميکند.در کل، جمهوری اسلامی ايران سعی کرده که دستگيری مسيحيان فارس زبان ساکن در ايران را سياسی و امنيتی جلوه بدهد.

از وضعيت آقای ندرخانی لطفا بگوييد؟او بنا به اطلاع ،حکم اعدامشان را دريافت کرده ،گرچه اين حکم پيش تر صادر شده بود اما به وی و کيلش ابلاغ نشده بود، توضيحی از وضعيت او بعد از دريافت حکم اعدام بفرماييد
بله ،ايشان حکمشان را دريافت کرده اند،حکم اعدام ايشان بر مبنای ارتداد صادر و به صورت کتبی نيز به ايشان ابلاغ شده است.
فعلا ايشان در زندان لاکان رشت بسر ميبرند و وکيل ايشان در خواست فرجام داده اند و حکم ايشان برای تاييد به ديوان عالی ارجاع داده شده است .ايشان نسبتا از روحيه خوبی برخوردارند که باعث تشويق و دلگرمی همه ما در بيرون هستند.
از همسر ايشان شنيديم که حالشان خوب است و خدا را شکر که بر هدف خودشان ايستادگی دارند با اينکه حتی از ايشان خواسته بودند که به ظاهر اعتراف کند وبرای حفظ جانش تظاهر به رجوع به اسلام کند اما آقای ندرخانی قبول نکرده اند و بر عقيده خود پا بر جا هستند.و همسر ايشان در اين مدت نيز ملاقاتهايی با ايشان داشته اند و باعث تقويت روحيه ايشان در داخل زندان ميشوند.

وکيل ايشان چه مدتی است که حکم آقای ندرخانی را دريافت کرده و چه اقداماتی در راستای عدم اجرای حکم و تبرئه آقای ندرخانی انجام داده است؟
حدود يک هفته پيش حکم اعدام آقای ندرخانی به دست وکيل ايشان رسيده است و ايشان از همان روز اقدام به اعتراض نسبت يه اين رای کرده و تقاضای فرجام کرده اند.اما در شرايط فعلی و با در نظر گرفتن اوضاع داخلی ايران،نيروهای فعال داخلی خودشان در خطر بسر ميبرند و وکلا به نحوی تحت فشار و تهديد وارعاب نيروهای امنيتی بسر ميبرند که هر لحظه احتمال دستگيری آنها وجود دارد و کاری بيشتر از اين نميتوان از وکلا انتظار داشت.

شما و جامعه مسيحيت چه انتظاری از جامعه جهانی در رابطه با احکام صادره اعدام در خصوص اقليت های قومی و بخصوص حکم صادره آقای ندرخانی دارند؟
جامعه بين الملل از شنيدن چنين حکمی برآشفته شد، اما سوال من اينجاست که چطور افرادی که ادعا ميکنند روحانی هستند و با عالم بالا ارتباط دارند ميتوانند چنين حکمی را صادر کنند؟
آيا خودشان باعث اين مسئله نيستند که جوانان و مردم از پوشش دينی آنها متنفر شده باشند؟
جهانيان به وقايع ايران به دقت مينگرند و کسی نسبت به اين احکام و نقض حقوق بشر در ايران بی تفاوت نيست و نخواهد بود و همه اين احکام صادره که به واسطه اوهامات و اتهامات واهی صادر شده پيامی برای همه مردم آزاده جهان دارد که آنان اين پيام ها را دريافت ميکنند.
آيا به نظر شما اين اتهامات و احکام صادره در مورد مسيحيان دارای منشا قانونی و شرعی هست؟
به هيچ عنوان،چرا که از نظر فقه وشرع اسلامی نيز در اين مورد دو دستگی و اختلاف وجود دارد مثلا طبق نظر و جواب کتبی آيت الله منتظری به سوال يکی از مسيحيان در مورد مصاديق ارتداد ايشان در جواب فرمودند:” ايمان به پيامبر يکی از چهار کتاب آسمانی که به يگانگی خداوند ايمان و اذهان دارند بلا مانع است وحکم ارتداد در مورد آنان صدق نمی کند بنابراين حکم ارتداد در مورد کسی که مسيحی ميشود مطابقت نمی کند.”
علاوه بر اين دليل،ادله ديگری نيز وجود دارد که گرايش به دين مسيحيت مشمول حکم ارتداد نميشود،برای مثال نمونه های تاريخی صدر اسلام و گرايش تعدادی از مسلمانان به دين مسيحيت در هنگام هجرت پيامبر اسلام به حبشه،که پيامبر هرگز به آنها حکم ارتداد نداد.
در ضمن آقای يوسف ندرخانی در ۱۹ سالگی مسيحی شده، يعنی سنی که سن قانونی انتخاب دينش بود و هنوز اسلام را به عنوان دين رسمی زندگيش انتخاب نکرده بود که به مسيحيت روی آورده و مسيحی شده اند،يعنی طبق بخش ديگری از قانون شرعی ايشان در سن بلوغ حق داشتند غير از دين اسلام به هر دين و عقيده ديگری گرايش داشته باشند، پس طرح موضوع ارتداد در مورد ايشان نميتواند درست باشدو هر طوری که بخواهيم حساب کنيم حکم ايشان کاملا غير شرعی و غير قانونی و غير انسانی است.
بنده وقتی حکم اعدام آقای ندرخانی را مطالعه ميکردم متوجه نکته ای شدم که با گفته های شما تناقض دارند چرا که در حکم ايشان در جايی ذکر شده که ايشان اقرار کرده است به اين که، از سن بلوغ ( ۱۵ سالگی) تا ۱۹ سالگی اسلام اوردند و بعدا از اسلام خروج کرده اند،آيا شما که از نزديکان ايشان بوديد اين گفته منتسب به آقای ندرخانی را با توجه به شناخت نزديکتان از ايشان قبول داريد؟آيا واقعا ايشان دورانی از زندگی خود در بعد از بلوغ را مسلمان بوده اند و آيا بنظر شما اين اقرار ميتواند واقعی و مورد استناد باشد؟
خير،اين گفته به هيچ وجه صحت ندارد و ايشان هرگز مسلمان نشده اند ،اما به فرض محال اگر هم واقعيت داشته باشد طبق قانون بين الملل ،ايشان زير سن قانونی تصميم گيری بودند و تصميم نهايی اشان را در سن ۱۹ سالگی گرفته اند و اين دليل موجهی برای صدور حکم ارتداد و اعدام نميتواند باشد.

تاريخ صدور حکم ۲۱ شهريور ماه بوده و تاريخ ابلاغ حکم به وکلای آقای ندرخانی طبق گفته شما يک هفته(۱/۹/۸۹) پيش بوده است، به نظر شما اين فاصله زمانی به چه علت بوده و تعلل سيستم قضايی در ابلاغ حکم صادره چه دليلی ميتوانسته داشته باشد؟
به نظر من دو علت دارد اولی ايجاد ترس در بين مسيحيان داخل ايران و دومی ترس خود عوامل صادر کننده از ابلاغ چنين حکمی بصورت کتبی،توجه داشته باشيد حکم ارتداد کاملا بی معنی ميباشد و قانونگذار چنين بندی در نظر نگرفتهاست.وقتی که در نظر قانونگذار تفتيش عقايد ممنوع ميباشد،آقايون وارد حيطه خصوصی زندگی يوسف ندرخانی شده اند و عقيده ايشان را تفتيش کرده اند و حکم بی سابقه و بی معنی داده اند که اجرای آن گرفتن زندگی ايشان را در پی خواهد داشت.بنابراين چنين حرکت غير قانونی بزرگی هم به شجاعت نياز داشت و هم به زمان.

و سخن آخر از زبان شما و توضيحاتی که شايد لازم باشد ارائه بدهيد
بنظرم بايد فراموش نکنيم.
آنچنان ببينيم تک تک اتفاقاتی که در اين ساليان افتاد و بياد داشته باشيم آنها را، بخصوص اين سالی که گذشت را،و خونهايی که ريخته شدند را، و فراموش نکنيم چون آنها منتاج گذر زمان هستند.

خانم خانجانی با تشکر از فرصتی که در اختيار خبرگزاری خانه حقوق بشر ايران قرار داديد.

‏هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر